مطلب زير در روزنامه همشهري روز يكشنبه 17 آذر 1392 سال بيست و يكم شماره 6135 در صفحه 13 يادداشت ادب و هنر چاپ و منتشر شده است:
واگذاری نهاد کتابخانهها به شهرداری؛
دور و تسلسل باطل!
کتاب
> کتابخانه- ابوالفضل عربشاهی:
اگر آموزش رسمی جامعه را آموزش و
پرورش و وزارت علوم یا وزارت بهداشت بر عهده دارد، کتابخانههای عمومی بخش اعظمی
از آموزشهای غیررسمی را بهخود اختصاص میدهند.
حال اینکه مدیران سازمانهای متولی
کتابخانههای عمومی نتوانستهاند از بسیاری ظرفیتهای کتابخانههای عمومی چه مادی
و چه معنوی بهره ببرند[بحث ديگري ست]. از شهرداری تهران بهدلیل فعالیتهای قابلقبولش برای
کتابخانههای عمومی حتی نهاد کتابخانهها، سپاسگزارم! ولی با واگذاری کتابخانههای
عمومی نهاد - که یکی از دلایلش عدممدیریت شایسته آن بوده است - به شهرداری مخالفم! از سال 1344تاکنون
وجود ساختار هیأت امنایی و انجمنی برای کتابخانههای عمومی (نهادی و ارشادی سابق)
نهتنها فرمایشی بوده و مشکلی از کتابخانههای عمومی را حل نکرده که در پارهای
موارد مانع رشد کتابخانهها بوده است. با توجه به اظهارنظرهای مختلف کارشناسان و
استادان و نیز برخی مدیران، این نکته خالی از لطف نیست که گرتهبرداری از شیوه
مدیریت و اداره کتابخانههای عمومی کشورهای توسعه یافته برای کتابخانههای نهادی
ایران شایسته نیست. سؤالاتی اساسی در بحث واگذاری کتابخانههای عمومی نهاد وجود
دارد:
-1 چه الزامی بر تمرکز کتابخانههای عمومی در کشور است؟ اینکه
کتابخانههای عمومی متولی گوناگونی داشته باشند، مگر ایراد است؟ بهنظر نگارنده
تنوع متولی برای کتابخانههای عمومی، یک تهدید یا ضعف نیست بلکه وضعیت موجود نشانهای
از فرصت و مزیت برای ساختار متنو[ع] کتابخانههای عمومی کشور است. به جای آنکه با
تحمیل کتابخانههای عمومی نهاد باری بر دوش شهرداریها اضافه شود، بگذاریم شهرداری
حسب اهدافش خویشکاری خود را با همین رویه ادامه دهد.
-2 آیا ساختار هیأت امنایی برای کتابخانههای عمومی که از سال 1344تاکنون برپایی بوده، توانسته مشکلات
کتابخانهها را حل کند؟ اصولا الزامی برای اداره کتابخانههای عمومی بهصورت هیأت
امنایی و انجمنی [وجود ندارد و آيا قانون براي بهتر شدن امور و اوضاع كتابخانه ها] وضع نمیشود؟ کتابخانههای عمومی نهادی یا سابق ارشادی نباید
قربانی سیاست کوچکتر کردن بدنه دولت شوند. نگارنده همچنان با توجه به ساختار
فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دولت و جامعه کنونی معتقد است تشکیل معاونت
تخصصی توسعه کتابخانههای عمومی برای ساماندهی وضعیت پرفراز و نشیب 50ساله
کتابخانههای عمومی ضروری است و همچنان بر تنوع متولی برای کتابخانههای عمومی
کشور تأکید دارد. در مجموع
اگر قرار است کاری اساسی انجام شود، واگذاری کتابخانههای عمومی نهاد به سازمان
دیگری ازجمله شهرداری منطقی نیست، واگذاری بخشی از آن هم به شهرداری مشکلی را حل
نخواهد کرد و به دور از واقعیات در اجرا خواهد بود. چنانچه قرار نیست نهاد حذف یا
قانون آن ملغی شود یا معاونت تخصصی توسعه کتابخانهها ایجاد شود، حذف ساختار هیأت
امنایی و انجمنی کاری اساسی و الزامی است
مطلب فوق در همشهري آنلاينبه نشاني:
قابل دسترس است<http://www.hamshahrionline.ir/details/241640>
اما به دليل دخل و تصرف متن اصلي توسط دبير بخش ادب و هنر روزنامه همشهري، اصل متن ارسال شده از سوي نويسنده به منظور رفع برخي ابهام هاي مطلب فوق در پي مي آيد:
واگذاري نهاد كتابخانه ها به شهرداري ها: دور و تسلسل باطل
شهرداري تهران و مسئولان ( معاونت اجتماعي و
فرهنگي و سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران) دو حوزه ي متولي كتابخانه هاي آن،
نگاهي محترمانه به كتابخانه هاي عمومي دارند. از آن رو كه كتابخانه هاي عمومي، نهادهايي
هزينه برند و بالطبع هزينه هاي سازمان را در فصول مختلف
بودجه به خود اختصاص مي دهند ولي وجودشان همچون ساير نهادهاي اجتماعي و
فرهنگي بسيار ضروري است كه اين ضرورت را
مديران فرهنگي شهرداري بيش از مديران نهاد كتابخانه ها متوجه شده اند. اگر آموزش
رسمي جامعه را آموزش و پرورش و وزارت علوم يا وزارت بهداشت بر عهده دارد، كتابخانه
هاي عمومي بخش اعظمي از آموزش هاي غير رسمي را به خود اختصاص مي دهند. حال اينكه
مديران سازمان هاي متولي كتابخانه هاي عمومي نتوانسته اند از بسياري ظرفيت هاي كتابخانه هاي عمومي چه مادي و چه
معنوي بهره برند، بحث ديگري است. طي سال هاي 1386 و 1387 آقاي گنجي، معاون محترم
اجتماعي و فرهنگي يكي از مناطق شهرداري تهران در پاسخ به درخواست و نيازمندي يك
كتابخانه نهادي گفتند:" براي من مسئول فرقي نمي كند كتابخانه مربوط به كدام
سازمان است، آنچه مهم مي باشد، اين است كه به دليل كمبود كتابخانه عمومي، اكنون يك
فضايي وجود دارد و مي تواند با مساعدت من يا سازمانم خدمات بهتري به مردم و اهالي
منطقه تحت مديريت من ارايه دهد!" لذا ايشان با همكاري شهردار محترم ناحيه و
معاضدت دوست بزرگوارم آقاي دكتر بافراني( خير كتابخانه ساز در استان اصفهان) هزينه
خريد و نصب كفپوش 600 متر مربع و ديوار پوش 100 متر مربع را با كمال ميل پرداخت
كرد. ولي مديركل وقت نهاد كتابخانه هاي استان تهران از اين فرصت به وجود آمده به
خوبي استفاده نكرد تا بتواند در تعامل بيشتري با شهرداري هاي ساير مناطق تهران كه
كتابخانه نهادي در آن مناطق وجود دارد، بهره ببرد.
از شهرداري تهران به دليل فعاليت هاي قابل قبولش
براي كتابخانه هاي عمومي حتي نهاد كتابخانه ها، سپاسگزارم! ولي با واگذاري
كتابخانه هاي عمومي نهاد- كه يكي از دلايلش عدم مديريت شايسته ي آن بوده است- به
شهرداري مخالفم!
بهتر است طرح مسئله در يكي دو جمله بيان شود. از
سال 1344 تاكنون وجود ساختار هيات امنايي و انجمني[1] براي
كتابخانه هاي عمومي(نهادي فعلي و ارشادي سابق) نه تنها فرمايشي بوده است و مشكلي
از كتابخانه هاي عمومي را حل نكرده كه در پاره اي موارد خود مانع رشد يا مسبب دست
و پاگيري كتابخانه ها بوده است[2].
وضعيت فعلي نهاد با قانون مربوطه توانايي تاسيس و نحوه مديريت وحتي اداره كتابخانه
هاي عمومي كشور را ندارد. توجيه آن از سخنان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي[3] و
دبير كل وقت نهاد مبني بر واگذاري كتابخانه ها به شهرداري قابل تائيد است[4].
اينجانب در زمان بررسي لايحه تاسيس و نحوه اداره
كتابخانه هاي عمومي كشور كه به قانوني با همين عنوان در سال 1382 انجاميد و نيز در
آيين نامه اجرايي آن كم و بيش دخيل بودم. البته با كليت موضوع موافق و اميدوار
بودم كه وضعيت كتابخانه هاي عمومي بهتر خواهد شد كه زهي خيال باطل! به اشتباه خود
هم اكنون اعتراف مي كنم!
با توجه به اظهار نظرهاي مختلف كارشناسان و
اساتيد[5] و نيز
برخي مديران[6]
اين نكته خالي از لطف نيست كه، گرته برداري از شيوه مديريت و اداره كتابخانه هاي
عمومي كشورهاي توسعه يافته و موفق براي كتابخانه هاي نهادي ايران شايسته نبوده و
پيچاندن نسخه اي همانند، كار نابجايي است. ولي در پاره اي موارد، شايد قياس يا
مطالعات تطبيقي بتواند رهنمودي براي شناخت گره ها يا توجه به گوشه اي از وجوه
كتابخانه هاي عمومي ايران باشد.
سوالات اساسي در بحث واگذاري كتابخانه هاي عمومي نهاد وجود دارد شايد
صاحبنظران بتوانند به تعداد آن سوالات اضافه كنند و يا پاسخي دهند كه در هر صورت
به صلاح جامعه كتابخانه هاي عمومي نهاد، ختم به خير شود.
1. چه الزامي بر تمركز كتابخانه هاي عمومي در كشور است؟ اينكه كتابخانه هاي عمومي
متولي گوناگوني داشته باشند مگر ايراد، اشكال يا آسيب است؟ هم اكنون كتابخانه هاي
عمومي نهادي اعم از وابسته به نهاد يا مشاركتي، كتابخانه هاي عمومي شهرداري، مساجد،
اوقاف و ساير سازمان ها و نهادها از جمله كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان
وابسته به آموزش و پرورش يا كتابخانه ملي ( شعبه هاي استاني) و حتي در پاره اي
موارد كتابخانه هاي عمومي خصوصي خارج از حوزه ي نهاد نيز در زمره ي كتابخانه هاي
عمومي مي گنجند. آيا بايد همه اينها را تحت يك سازمان متمركز درآورد؟ همچنانكه بنا
به قانون تاسيس و نحوه كتابخانه هاي عمومي مصوب 1382 به غير از چند كتابخانه بزرگ
كشور(تبصره 2 ماده11) اين گونه بيان شده و اين نكته اي است كه از نظر بيشتر دوستان
پنهان مانده يا به آن نپرداخته اند. به نظر نگارنده تنوع متولي براي كتابخانه هاي
عمومي، يك تهديد يا ضعف نيست بلكه وضعيت موجود نشانه اي از فرصت و مزيت براي
ساختار متنوع كتابخانه هاي عمومي كشور است تا چگونه از اين فرصت به بهترين وجه
براي بالندگي و ايجاد زمينه هاي رقابتي كتابخانه هاي عمومي بهره برداري شود.
به جاي آنكه با تحميل كتابخانه هاي عمومي نهاد باري به دوش
شهرداري ها اضافه شود، بگذاريم شهرداري حسب اهدافش، خويشكاري خود را با همين رويه
ادامه دهد حال چنانچه وضعيت موجودش را
تقويت كرد، زهي توفيق! كتابخانه هاي عمومي مساجد نيز كه تحت مديريت امور كتابخانه
هاي ستاد عالي هماهنگي و نظارت بر كانون هاي فرهنگي و هنري مساجد فعاليت دارند را
اگر كاري برايش انجام نداده ايم، حداقل مشكلي هم به آن اضافه نكنيم. مقررات دست و
پاگير كتابخانه هاي عمومي مشاركتي نهاد كتابخانه ها را مرتفع و مسير توسعه يا
ترغيب اشخاص حقيقي يا حقوقي را براي تاسيس
كتابخانه هاي عمومي در سراسر كشور، هموار كنيم. كاري به كتابخانه هاي عمومي وقفي
نداشته باشيم و بگذاريم كارشان را انجام دهند چون به دليل وجود وقفنامه و قوانين
موجود، وضعيتشان مشخص است.
به جاي ايرادهاي به ظاهر حقوقي و قانوني و چوب لاي چرخ اين
گونه كتابخانه ها انداختن، تمهيداتي قائل شويم تا مردم بيشتري براي وقف يا اهداي
كتابخانه و كتاب ترغيب و تشويق شوند نه از كار خير خود پشيمان شوند. از همه مهمتر
به دنبال كثرت و تنوع متولي براي ازياد فضاي كتابخانه اي باشيم و از فضا، امكانات
و استعدادهاي غير دولتي بيشتري بهره ببريم نه اينكه بستر قانوني براي بهره مندي
گروهي را فراهم سازيم كه از حمايت هاي مستقيم و غير مستقيم دولتي و امكانات و
استعدادهاي بخش مردمي به نفع خود و جريان خود سوداگري كنند. فضاي امنيتي غير ضروري
حاكم بر كتابخانه هاي عمومي را تعديل كرده و مجموعه سازي را به درستي انجام دهيم[7]. شيوه
متمركز خريد كتاب براي كتابخانه هاي عمومي، راه به جايي نمي برد كه ضررش براي
جامعه بيش از نفع آن است.
يكي از مصاديق تاكيد بر كثرت متولي براي كتابخانه هاي عمومي
– در پاسخ به آسيب شناسي واگذاري كتابخانه
ها به شهرداري شهرهاي كوچك - احياي لايحه تاسيس و نحوه اداره كتابخانه هاي روستايي
و عشايري است كه توسط وزارت جهاد كشاورزي وقت به دليل تصويب قانون تاسيس و نحوه
اداره كتابخانه هاي عمومي كشور در سال 1382 پس گرفته شد. آيا بهتر نيست كه وزارت
سترگ جهاد كشاورزي هم در اين ميان نقشي ايفا كند و كتابخانه هاي روستايي و عشايري
را تحت پوشش خدمات فرهنگي و اجتماعي خود قرار دهد؟ آيا در شرح وظايف اين دستگاه،
فعاليت هاي فرهنگي جاي ندارد؟ كما اينكه مشكل عدم رسيدگي نهاد يا شهرداري ها به
مناطق روستايي و عشايري حل خواهد شد.
علاوه بر نهاد كتابخانه ها، شهرداري ها، مساجد، آموزش و
پرورش، اوقاف، كميته امداد، كتابخانه ملي (شعبه هاي استاني)، اشخاص حقيقي و بنياد
ها و انجمن هاي خيريه و ساير دستگاه ها و
سازمان هاي فرهنگي اعم از دولتي و غير دولتي مي توانند در تاسيس و اداره كتابخانه
هاي عمومي دخيل باشند. صرفا نبايد آنرا بر عهده فقط دولت ها يا حكومت هاي محلي و
ايالتي كه در ايران از اين نوع ساختارها وجود ندارد و شرايط شهرداري ها كه براي
همه كتابخانه هاي سراسر كشور يكسان نيست، گذاشت.
آيا بنا به مفاد قانون تاسيس و نحوه اداره كتابخانه هاي
عمومي كشور مصوب 1382 بايد همه كتابخانه هاي عمومي را تحت پوشش نهاد قرار داد؟ يكي
از دلايل عدم رشد كتابخانه هاي عمومي و نارضايتي از نهاد همين قانون است كه ساختار
و تشكيلات مصرح در مفاد آن – صرفنظر از كاستي هاي مديريت فعلي نهاد – از اداره
مطلوب كتابخانه ها بازمانده است. حال اينكه متولي كتابخانه ها، نهاد نباشد و
شهرداري باشد يا هر مرجع ديگري، مسئله حل نمي شود. با توجه به شرح سوال اساسي قبل،
دامنه ي انتقادها به نهاد كتابخانه هاي عمومي در سوال بعدي توضيح داده مي شود:
2. آيا ساختار هيات امنايي براي كتابخانه هاي عمومي كه از سال 1344 تاكنون برپاي
بوده است و نيز ساختار انجمني استان، شهرستان، بخش، شهر و روستا توانسته مشكلات
كتابخانه ها را حل كند؟ اصولا الزامي در اداره كتابخانه هاي عمومي به صورت هيات امنايي
و انجمني در وضعيت كنوني ساختار دولتي و غير دولتي كشور وجود دارد؟ آيا قانون براي
بهتر شدن امور و اوضاع كتابخانه ها وضع نمي شود؟ آيا بايد اين دور و تسلسل پنجاه
ساله را ادامه داد؟ با توجه به ساختار هيات امناي كنوني نهاد كتابخانه ها، آيا
اعضاي حقوقي هيات امنا توانسته اند مشكلات كتابخانه ها را حل كنند؟ به عنوان مثال
بنا به ماده (2) قانون تاسيس و نحوه اداره كتابخانه هاي عمومي كشور مصوب 1382،
رئيس شوراي عالي استان ها تا چه حد توانسته است مسائل و مشكلات مربوط به مفاد ماده
(6) قانون را (بحث نيم درصدها را) حل كند؟ يا معاون ذيربط از نظارت راهبردي
رئيس جمهور توانسته حقوق و مزاياي كتابداران را حداقل به سطح كاركنان ساير دستگاه
هاي هم تراز يا دولتي برساند؟ آيا عضو كميسيون فرهنگي اجتماعي مجلس شوراي اسلامي
كه به عنوان ناظر در ساختار هيات امنا حضور دارد، توانسته است مشكلات قانوني و
حقوقي كتابداران را با تعيين يك مرجع مشخص براي رسيدگي به طرح دعاوي حقوقي
كتابداران در شكايت يا دفاع از حقوق قانونيشان، دين و وظيفه ي شخصيت حقوقي خود را
به جامعه كتابخانه هاي عمومي ادا كند؟ زيرا نيروي انساني پيماني نهاد هيچ ضمانت و
امنيت شغلي ندارد و بدون هيچ دليل موجهي از سوي نهاد و در هر لحظه اي اخراج مي
شوند و براي رسيدگي به حق و حقوقشان نه ديوان عدالت اداري، نه دادگاه هاي رسيدگي
به امور كار و نه دادگاه هاي عمومي به پرونده ايشان رسيدگي نمي كند. يا رياست
كتابخانه ملي به دليل جايگاه فني، علمي و پژوهشي سازمان خود، آيا توانسته پيوند
مستمر و پايدار علمي و پژوهشي حداقل در تدوين و تنظيم استانداردها و رهنمود هاي
ملي و بين المللي با نهاد برقراركند؟ در اين مدت كداميك توانسته اند در توسعه كمي
و كيفي كتابخانه ها عليرغم نظر دبير كل اعمال نظر كنند؟ شخصيت هاي حقيقي نيز به
همان صورت!
بنا به ماده (7) همان قانون ساختار انجمن كتابخانه هاي
عمومي استان نيز عليرغم ركن بودن انجمن ها، نقش و كارنامه اي قابل قبول در طي اين
50 سال اخير از خود نشان نداده است. دبير انجمن كه مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي
است، عملا از سوي دبيركل نهاد حذف شده است. روساي آموزش و پرورش ، نظارت راهبردي و
شوراي اسلامي استان نيز نقشي تشريفاتي دارند. در اين ميان استاندار به عنوان رئيس
انجمن استان آيا تاكنون توانسته است مفاد ماده (9) آيين نامه اجرايي قانون اشاره
شده را عملياتي كند و در اخذ بودجه براي كتابخانه هاي استان خود اعمال نظر كند و
بعضا با انتقاد از منويات انحصار طلبانه ي دبير كل به نفع استان خود كاري انجام
دهد؟ وضعيت انجمن هاي شهرستاني نيز بنا به ماده (9) قانون بهتر از استان نيست؟ آيا
در زمان برگزاري جلسات انجمن، خود شخصا حضور مي يابند يا نماينده خود را به جلسه
اعزام مي كنند؟
هدف از طرح سوال (2) ناكارامدي صرفا اعضاي خاص هيات امنا يا
انجمن ها نيست بلكه تبيين وضعيت كلي اين
دو ركن كتابخانه هاي عمومي در طول 50 سال گذشته است. در نهايت امر اين دبيركل است
كه مسئوليت تمامي امور را بر عهده دارد و ظاهرا هم در صدد رفع موانع نبوده و
پاسخگو هم نيست. اين اشكال شايد بر دبيركل وارد باشد ولي در واقع بايد ريشه اين
مسائل را از ساختار كلي نهاد كتابخانه ها سراغ گرفت. نگارنده صراحتا مخالف با
ساختار هيات امنايي و انجمني كتابخانه ها است و پيشنهاد جايگزين، ايجاد معاونت
تخصصي توسعه كتابخانه ها در عرض ساير معاونت هاي تخصصي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
است.
از مجموع كتابخانه هاي عمومي در كشور، فقط كتابخانه هاي
نهادي يا ارشادي سابق مي بايست به پيكره ي قبلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در پيش
از قانون سال 1382 بازگردد ولي با ساختار و شيوه ي مديريتي كاملا متفاوت! اينكه
دولت به دنبال كوچكتر كردن بدنه ي خود مي باشد و اين پيشنهاد بار اضافي و تورمي بر
دولت به ويژه وزارت ارشاد دارد، گوياي دور و تسلسلي است كه نگارنده از آن دوري
جسته است و شايد اين سوال به ذهن خواننده خطور كند كه آيا خود نويسنده نيز به نوعي ديگر گرفتار آن
نشده است؟ سوال بي پاسخي نيست. پاسخ به اين سوال با توجيهات و الزامات آن به گونه
اي ديگر طرح مي شود:
تنوع متولي براي كتابخانه هاي عمومي فرصت و مزيت فوق العاده
اي است. ساختار هيات امنايي و انجمني باعث تحقق چشم انداز مطلوب براي كتابخانه هاي
نهاد نشده است. قانون مصوب سال 1382 در عمل و پس از ده سال، رشد كمي و كيفي
كتابخانه ها را محقق نكرده است. فرصت هاي قانون گريزي براي مديريت دبيرخانه هيات
امنا و ساير دبيرخانه هاي استاني نهاد فراهم شده است. به دليل شفاف نبودن ضوابط و
مقررات موجود، ورود سازمان هاي بازرسي و نظارتي را با ابهام روبرو كرده است. عدم
تعيين مرجع رسيدگي به طرح و اقامه دعوي حقوقي كاركنان نهاد موجب ضررهاي روحي و
مالي جبران ناپذيري براي آنان شده است. بسياري از حق و حقوق و مزاياي مادي و
قانوني مصوب هيات امنا در باره نيروي انساني فقط در حد مكتوب و با درج در آيين
نامه ها، مكتوم مانده و اجرايي نشده است. مزيتي براي كاركنان پيماني نسبت به
قراردادي در نهاد متصور نيست و احكام پيماني ضريب امنيت شغلي و حقوق و مزايا را
براي كتابداران تضمين نكرده است. انجمن ها از قدرت چانه زني و اعمال نفوذ براي
اصلاح يا رد مصوبات دست و پا گير هيات امنا كه زاييده خواسته هاي دبيركل است،
برخوردار نيستند و عملا در ساختار كتابخانه ها فرمايشي هستند.
كتابخانه هاي عمومي نهادي يا سابق ارشادي نبايد قرباني سياست
كوچكتر كردن بدنه دولت شوند. تاكنون چندين معاونت و سازمان به بدنه ي ارشاد عليرغم
اين سياست اضافه شده اند از جمله معاونت تخصصي و البته الزامي فعاليت هاي قرآني!
جالب است، بودجه ي كلان نهاد، دولتي است. مديران نهاد دولتي هستند. ساختار هيات
امنا و انجمن ها(شخصيت هاي حقوقي) دولتي است. شخصيت هاي حقيقي هيات امنا و
انجمنهاي استان و شهرستان و غيره دولتي هستند، در اين ميان چه چيزي از نهاد
كتابخانه ها غير دولتي است؟
چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است! مزيت هاي ايجابي
معاونت توسعه كتابخانه هاي عمومي پيشنهادي عبارتست از:
·
هم اكنون، كتابداران آرامش روحي و رواني خود را
در گرو ثبات شغلي و در ارتباط با جايگاه دولتي مي خواهند تا در هر شرايطي خود را
با ساير كاركنان، يكسان بدانند.
·
حق و حقوق و مزاياي آنان همتراز با ساير كاركنان
دولت منظور مي شود نه تبعيض هاي فعلي كه در چرخه ي حقوق و مزاياي گوناگون نهادي ها
وجود دارد.
·
سرشكن شدن بسياري از هزينه هايي كه به دليل
جدايي كتابخانه ها از بدنه دولت، مصروف مي شود كه آنرا مي توان صرف كتابخانه هاي
عمومي كرد.
·
طرح و پروژه هاي عمراني كتابخانه هاي عمومي
دوباره احيا شده و در هر سال بنا به قانون بودجه مبتني به برنامه هاي پنجساله
توسعه، ساخت و گسترش فضاهاي كتابخانه اي عملياتي مي شود و از ركود فعلي خارج
خواهند شد.
·
وضعيت رسيدگي به دعاوي حقوقي و تخلفات اداري و
مالي تمامي نيروي انساني كتابخانه ها كاملا شفاف و مشخص خواهد شد.
مزاياي
سلبي نيز مترتب بر اين طرح است:
·
با توجه به ايجاد معاونت تخصصي توسعه كتابخانه
هاي عمومي و معاونت مربوطه در ادارات كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استانها، فصول مختلف
بودجه تحت نظارت كامل قرار مي گيرد. برنامه و بودجه كتابخانه ها كه توسط معاونت
تخصصي مربوطه تنظيم شده است، راه را براي جابجايي احتمالي بودجه توسط برخي مسئولان
در استان ها و شهرستان ها مي بندد و بودجه كتابخانه ها صرفا براي كتابخانه ها
هزينه خواهد شد.
·
مسئولان نمي توانند بدون اجازه معاونت تخصصي،
نيروهاي غير كتابداري را در كتابخانه ها به عنوان كتابدار يا مسئول كتابخانه به
كار گمارند. همچنانكه بهانه يا توجيه امور اداري وزارت ارشاد براي اشغال ساير پست
هاي سازماني توسط كتابداران در زمان جدايي كتابداران رسمي از بدنه ارشاد، ممنوع
بودن و عدم شرايط احراز توسط كتابداران به دليل رشته تحصيلي كتابداري بود.
·
حذف بسياري از ساختمان و تشكيلات هزينه بر نهاد
از جمله ساختمان هاي اقماري و ادارات كل كتابخانه ها و نيروهاي متورم ستادي كه بار
اضافي و سنگيني بر دوش كتابخانه هاي عمومي و كتابداران شده است. البته قرار بر اين
نيست كه در اولين قدم، كتابداران نهاد داراي پست رسمي سازماني در بدنه ارشاد شوند.
زيرا تقريبا تمام كتابداران رسمي طي 10 سال گذشته از نهاد به وزارت ارشاد منتقل
شده اند. لذا ابتدا به ساكن كتابداران با احكام قراردادي به كار مشغول خواهند شد و
مانند ساير كاركنان قراردادي ارشاد خواهند بود.
·
با توجه به احياي لايحه تاسيس و نحوه اداره
كتابخانه هاي روستايي و عشايري توسط وزارت جهاد كشاورزي و تصويب قانون آن، بخشي از
كتابخانه هاي عمومي نهاد حذف مي شود و نيروهاي آن كتابخانه ها تحت پوشش وزارت مذكور
قرار خواهند گرفت. بنابراين توليت ارشاد بر استان ها و شهرهايي كه از اداره كل و
اداره شهرستان يا نمايندگي برخوردارند، محصور خواهد شد و از بي توجهي به كتابخانه
هاي عمومي روستايي و عشايري كاسته مي شود.
سوالات توجيهي و تكميلي:
1. آيا شرح وظايف معاونت تخصصي توسعه كتابخانه هاي عمومي با برخي معاونت هاي
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي همپوشاني دارد؟
2. وضعيت مطالعات و پژوهش هاي حوزه كتاب و كتابخواني كه هم اكنون بر عهده معاونت
امور فرهنگي و نيز پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
است، چگونه خواهد شد؟
3. ساختار تشكيلاتي وزارت ارشاد كه در طول 10 سال در مسير حذف پست سازماني
كتابداري بوده است آيا اكنون مسيري كاملا برعكس خواهد داشت؟
4. آيا راهكار يا پيشنهاد ديگري به غير از واگذاري كتابخانه ها به شهرداري ها يا
بازگشت به بدنه دولت وجود دارد؟
5. آيا مي بايست نهاد كتابخانه هاي عمومي منحل شود؟
6. آيا قانون تاسيس و نحوه اداره كتابخانه هاي عمومي كشور مصوب 1382 بايد ملغي و
قانون ديگري جايگزين اين قانون كه جايگزين قانون تاسيس كتابخانه هاي عمومي در تمام
شهرها مصوب 1344 شده بود، شود؟
7. وضعيت كتابخانه هاي عمومي مشاركتي نهاد، كتابخانه هاي عمومي مساجد، وقفي،
شهرداري ها و كتابخانه هاي عمومي ساير سازمان ها و دستگاه هاي دولتي و غير دولتي و
نيز كتابخانه هاي روستايي چه خواهد شد؟
8. آيا وضعيت كنوني كتابخانه هاي عمومي نهاد كتابخانه ها نا مطلوب است؟ اگر
نامطلوب باشد بايد از ريشه همه ي رشته ها را پنبه كرد؟ يا با اصلاح قانون و نظارت
بيشتر و شفاف بودن ابزارهاي نظارتي و حمايتي، انحراف به وجود آمده برطرف مي شود؟
9. آيا با حذف ساختار هيات امنايي و انجمن ها مسائل كتابخانه هاي عمومي حل مي
شود؟
10.
آيا معاونت پيشنهادي توسعه كتابخانه ها در وزارت
ارشاد، حلال همه ي مشكلات كتابخانه هاي عمومي خواهد شد؟
11.
آيا مسائلي از قبيل تخلفات اداري و مالي، رانت
خواري، تبعيض هاي اداري و مالي با ايجاد معاونت توسعه كتابخانه ها از بين خواهد
رفت يا به وجود خواهد آمد؟
12.
در صورت ايجاد آن معاونت، تكليف مجموعه سازي و
نحوه خريد كتاب براي كتابخانه هاي عمومي با توجه به آيين نامه مربوطه در معاونت
امور فرهنگي كه هم اكنون توليت خريد كتاب از ناشران را بر عهده دارد، چگونه خواهد
بود؟
همه سوال هاي فوق و بسياري سوال هاي ديگر را مي
توان پاسخ داد و قطعا بدون پاسخ نخواهد ماند ولي نگارنده اين سطور همچنان با توجه
به ساختار فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي دولت و جامعه ي كنوني معتقد است كه
تشكيل معاونت تخصصي توسعه كتابخانه هاي عمومي براي ساماندهي به وضعيت پر فراز و
نشيب 50 ساله ي كتابخانه هاي عمومي كه هم تجربه ي دولتي بودن و غير دولتي بودن را
در سابقه و كارنامه ي خود دارد، ضروري است و همچنان بر تنوع متولي براي كتابخانه
هاي عمومي كشور قائل است. موازي كاري اگر در بسياري موارد پسنديده نيست ولي در ايجاد
و گسترش فضا و خدمات كتابخانه اي براي عموم جامعه، نشان از بهره گيري امكانات و
استعدادهاي بيشتري است كه فقط بايد ابزارهاي نظارتي، حمايتي و هدايتي آن تبيين و
تعيين شود.
اصرار بر كوچك ماندن بدنه دولت با حذف كتابخانه
هاي عمومي، كار و نظري دور از واقعيت موجود كتابخانه هاي عمومي ايران است.
كتابخانه هاي عمومي بايد تحت پوشش پيوسته، مستمر و با ثبات مرجعي پايدار و مطمئن
باشند. نه اينكه به بهانه ي سبك تر كردن سازمان و تشكيلات دولتي هر دم نسخه اي
نامطمئن براي بخشي از آن( همچون كتابخانه هاي ارشادي سابق) پيچيده شود و از سويي
ديگر نسبت به جذب نيروي انساني و ايجاد سازمان ديگري و تشكيلات جديدي در دولت و
بصورتي مضاعف اقدام شود.
با ايجاد معاونت توسعه كتابخانه ها در وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامي از مجموع كتابخانه ها ي عمومي كشور فقط بخشي از كتابخانه هاي
عمومي كه صرفا نهادي هستند و قبلا هم ارشادي بوده اند به ساختار وزارت خانه اضافه
مي شوند مضافا اينكه نهاد در 10 سال گذشته نتوانسته است با برنامه و بودجه خود
روند صفر تا صد ساخت و تجهيز كتابخانه هاي جديدي را عملياتي كند. در شهرهاي جديد
هم بنا به مفاد ماده (12) قانون ايجاد شهرهاي جديد مصوب 1380 پيش بيني براي ايجاد
فضاهاي عمومي بر عهده شهرداري ها تاكيد شده است كه منافاتي با ساخت كتابخانه هاي
عمومي از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ندارد.
جايگاه استانداردها و پژوهش هاي كاربردي و توسعه
اي مي بايست تقويت شود كه بستر آن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بسيار بيشتر از
نهاد كتابخانه هاي عمومي فراهم است.
در مجموع اگر قرار است كاري اساسي انجام شود، واگذاري
كتابخانه هاي عمومي نهاد به سازمان ديگري از جمله شهرداري منطقي نيست، واگذاري
بخشي از آن هم به شهرداري مشكلي را حل نخواهد كرد و به دور از واقعيات در اجرا
خواهد بود. چنانچه قرار نيست نهاد حذف و يا قانون آن ملغي شود يا معاونت تخصصي
توسعه كتابخانه ها ايجاد شود، حذف ساختار هيات امنايي و انجمني كاري اساسي و
الزامي است.